فرید آزاد (ایران)
پرستو وار ( زلال عروضی)
شبی تنها
مـرا یادت سفرها برد
ز اینجا تـا بـه رؤیایی چـه زیبـا بـرد!
بـه یـادت من پرستـو وار از غم هـا گذر کردم
و چون پیچک به آغوشت کشیدم باز
تنم بیگانه شد در من
فنا شد تن