زمانه ( زلال عروضی پیوسته قافیه دار )

 

 

این عشق را زمانه گرفت

حزن زمانه بر دل ، آشیــانـــه گـرفت

عمرم مثال شمع زشب تا سحر  عجیب بسوخت

دریای چشم ،گریه ی شبانــه گرفت

جان مــرا نشانـه گرفت

*

این قلب را بهانــه گرفت

آن را کــه داد طالعم زمـانــه گـرفت

مـانند شمع ، قطـره قطـره تــا پگـاه ، ذوب شدم

عشق زلال من ، چو کودکانه گرفت

وین خرمنم به دانه گرفت