نگین ( زلال عروضی قافیه دار )
ازین دریـای طـوفـانـزا
زلالی از صـدف،گوهـر ربـا، زیبـا
به چنگ آوردم از امواج وحشی این غنیمت را
سواری از دل و جان میکنم برپا
که بنشانم نگین برجا