سید مصطفی سائس

زمانه ( زلال عروضی قافیه دار )
زمانه است عجیب
ببین عجیبه هاش یار نجیب!
یکیست شاد و یکی هم به محنت آلوده
یکی رسیده به اوج فرح برایش هرچه خوب،نصیب
و شاعـــری که در اینجا غریب می سوزد
ز دست اینهمه ترفند و فریب
ز دل کشــید نهیب
درس عشق (زلال عروضی پیوسته بدون قافیه)
بیــا کـه عشق کنیم
شویم محو در جوانی ِ خویش
چــرا که وصل ِ تو با عشق لـذتی دارد
فراتر از غزل ِ ناب و اصیل
که عاشقی هنر است
بیا که عشق کنیــم
رها ز«من» همیشه «ما» بشویم
چــرا کــه عـشق زبـان دارد و سخن گــویـــد
بــرای تـفـرقــه ، نـفـرین ِ خــدا
برای وصل درود
بیا که عشق کنیم
ز حال ِ ما جهان بیاموزد:
دروس عشق ، عاشقانه خوانده ایم ز بس
غلام عشق وعاشقان شده ایم
زلالخوان شده ایم
شعر فوق در وزن « مفاعلن فعلات » با تکثیر اولی می باشد:
مفاعلن فعلات
مفاعلن مفاعلن فعلات
مفاعلن مفاعلن مفاعلن فعلات
مفاعلن مفاعلن فعلات
مفاعلن فعلات
زلال رشد می کند