چرا  افسرده  هستی؟!

 

 

 

 

 

چرا افـسرده هستی؟
دو چشمانت کمی افشرده هستی؟
بمیرم! چشم نازت را چرا مرطوب می باشد؟
نمی دانی ز مـا دل بُــرده هستی؟
بلے! دل بـُرده هستی!

بــخند آلاله ی من
الا اے عشق چندین ساله ی من
فقط لبخند میزیبد به لب های قشنگ تو
به چـشمانِ برایت واله ی  من 
بــخند آلاله ی  من

بهار است و گل افشان
به روے شانه ی خود سنبل افشان
چه خوش عطرِ تن و زلفت سفر با بادها کرد
بـه دســت بادها ڪم کاکل افشان
ز لب بر من مُل افشان

زلال اســت و زلال است
فـــرشته، دخـــتر سمت شمال است
نظیر و جوره اش هــرگز ندیدم من ندیدم
هــمانند اش نــباشد بی مثال است
قدش همچون نهال است

 

✒امین حسینے