سید ذبیح اله قاسمی ( رهام )
سید ذبیح اله قاسمی ( رهام )
(ایران )
ای نور کجایی ( زلال عروضی پیوسته بی قافیه )
رفتی تو چرا زود؟
تدبیر نه این بود؟! چنین بود؟
گفتا چه توان کرد؟ تقدیر همین بود
بار سفرم بستم و رفتم
جانت به سلامت
ای نور کجایی
با مستی این غم آشنایی؟
عمری به پی نورم و تاریک ، گرفتار
با ظلمت دل که آشنایی
ما را تو دوایی
ما را که بخوانی
تا ابد در این سینه بمانی
این قصه ناگفته دلهای حزین است
جانی تو مرا هر شب و هر روز
آنی که تو دانی
فردای قیامت
آن دل که به درد تو نباشد
لرزان و هراسان و زمین گیر و حزین است
آن درد، دل مرد خدا هست
در سینه روا کن
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم دی ۱۳۸۹ ساعت 0:16 توسط دادا بیلوردی

زلال رشد می کند